سه شنبه پنجم تیر 1386
سلام همراهان
به اطلاع می رساند که نام وبلاگ به پایگاه اطلاعات منابع طبیعی و محیط زیست تغییر کرده است.
از اظهار لطف و بازدیدهایتان متشکرم و موفق و پیروز باشید .
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
سه شنبه پنجم تیر 1386
دولت اعتبار يك ميليارد توماني صندوق ملي محيط زيست را تصويب كرد
| دولت اعتبار يك ميليارد توماني صندوق ملي محيط زيست را تصويب كرد |
|
| |
|
فارس: معاون توسعه مديريت سازمان حفاظت محيط زيست گفت: در جلسه امروز كميسيون اقتصادي دولت اعتبار اوليه يك ميليارد تومان براي راهاندازي صندوق ملي محيط زيست تصويب شد. خلاق ميرنيا افزود: راهاندازي صندوق ملي محيط زيست كه آئيننامه آن تير 84 نوشته شده است، تاكنون منتظر اصلاح يك بند از اساسنامه آن براي تعيين محل سرمايه اوليه بود كه در جلسه ساعات پيش كميسيون اقتصادي دولت محل سرمايه اوليه آن از محل ساير منابع دولت تعيين شد. وي در ادامه گفت: اين مصوبه كميسيون اقتصادي دولت ظرف يك تا دو هفته ديگر به سازمان مديريت و برنامهريزي ابلاغ ميشود و ما هم در سازمان محيط زيست پيگير ثبت رسمي آن به عنوان يك صندوق ملي خواهيم بود و پس از اين ديگر مشكلي براي راهاندازي آن وجود نخواهد داشت. معاون توسعه مديريت سازمان حفاظت محيط زيست اظهار داشت: پس از راهاندازي صندوق ميتوانيم از كمكهاي دولتي، غيردولتي، داخلي و خارجي در اين صندوق استفاده كنيم. ميرنيا گفت: اعضاي هيئت مديره صندوق ملي محيط زيست از طرف معاونت توسعه مديريت و امور مجلس به رئيس سازمان حفاظت محيط زيست پيشنهاد داده شد و با موافقت وي هيئت مديره اين صندوق نيز شكل گرفته است. دولت ميتواند با رعايت اصول 72 و 85 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران براي تقليل آلايندههاي محيط زيست ، صندوق ملي محيط زيست را وابسته به سازمان حفاظت محيط زيست تشكيل دهد كه منابع مورد نياز صندوق از طريق كمكهاي بخش غيردولتي، داخلي و خارجي تأمين ميشود و جريمههاي زيست محيطي واحدهاي آلاينده نيز با تشكيل اين صندوق وارد آن ميشود. |
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
دوشنبه چهارم تیر 1386
گزارشي از مقابله با بيابان زايي در ايران: دردي که فقط چند دقيقه فروکش مي کند
| روزنامه اعتماد 27/3/86
|
|
|
|
|
| |
|
گزارشي از مقابله با بيابان زايي در ايران: دردي که فقط چند دقيقه فروکش مي کند
بيابان يک اکوسيستم طبيعي است که اگر توسط عوامل طبيعي ايجاد شده باشد، جاي نگراني وجود ندارد ولي واقعيت اين است که به دلايل مختلفي از جمله بهره برداري نامناسب از زمين، فقر، جنگل زدايي و تخريب جنگل ها، چراي بيش از حد دام، روش هاي نامناسب آبياري و ... مناطق و اکوسيستم هاي پرتوليد از جمله جنگل ها و مراتع به سوي بياباني شدن پيش مي روند که اين موضوع بيابان زايي ناميده مي شود. تعريف دقيق آن را بخوانيد:«بيابان زايي به معني تخريب سرزمين در مناطق خشک، نيمه خشک و نيمه مرطوب است که از عوامل مختلفي از جمله تغييرات آب و هوا و فعاليت هاي انساني سرچشمه مي گيرد.» بدين ترتيب براي مقابله با بيابان زايي فعاليت هايي مورد نياز است تا با هدف جلوگيري يا کاهش تخريب سرزمين، احياي زمين هايي که به طور جزئي تخريب يا بياباني شده اند، اقدامات لازم شکل گيرد. در واقع اهميت بيابان زايي و مقابله با اين پديده به قدري زياد است که يک روز جهاني را به اين موضوع اختصاص داده اند. اگر به مناسبت هاي ماه خرداد در تقويم نگاهي بيندازيد مي بينيد که 17 ژوئن، مصادف با 27 خرداد، روز جهاني بيابان زايي ناميده شده و هر ساله براي بزرگداشت اين روز در کشورهاي مختلف مراسمي برپا مي شود. واژه «بيابان زدايي» لغتي است که آن را به مفهوم فعاليت هايي براي مقابله با بيابان زايي به کار مي بريم، اما محمد درويش پژوهشگر و عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع معتقد است که «بيابان زدايي» اصطلاحي است که به غلط رايج شده يا به عبارتي يک غلط مصطلح است. او در اين باره مي گويد: «بيابان يک اکوسيستم طبيعي است. بنابراين از بين بردن بيابان ها تحت عنوان «بيابان زدايي» واژه غلطي به شمار مي رود. اين موضوع مثل اين است که براي مقابله با تخريب جنگل از واژه «جنگل زدايي» استفاده کنيم. انگيسي ها براي آن واژه Combating desertification را به کار مي برند که ترجمه آن مقابله با بيابان زايي است. بنابراين بايد به جاي «بيابان زدايي» کلمه «مقابله با بيابان زايي» را به کار ببريم.» با توجه به اينکه کشور ما هم کشور خشکي است و مقدار بارندگي در آن کم است، توجه به پديده بيابان زايي اهميت بيشتري پيدا مي کند. اين را هم بدانيد که شعار امسال روز جهاني مقابله با بيابان زايي اين است: «بيابان زايي و تغيير اقليم، يک چالش جهاني هستند.» محمد درويش در ادامه صحبت هاي خود درباره بيابان زايي مي گويد: «بيابان زايي پديده خطرناکي است چون در نتيجه آن مناطقي که پتانسيل بالايي دارند، از جمله جنگل و مرتع به بيابان تبديل مي شوند. در واقع بشر با تشديد فشار بر سرزمين براي رفع نيازهايش باعث مي شود که توان سرزمين کاهش يابد و در نتيجه بيابان ها را در جايي مي بينيم که توان آنها بالاتر است، بنابراين با هدف مهار بيابان زايي، اين عرصه هاي بياباني شده بايد به توان قبلي خود برگردند. البته عرصه هايي مانند دشت کوير و دشت لوت در طول ميليون ها سال بيابان بوده اند، اما به طور مثال در گرمسار يا ورامين بيابان نداشته ايم که اين زمين ها بايد به توان اوليه خودشان بازگردانده شوند.» علل بيابان زايي و خسارات ناشي از آن به طور کلي عوامل ايجاد بيابان ها به دو دسته تقسيم مي شود. غلام عباس عبدي نژاد، مديرکل دفتر تثبيت شن و بيابان زدايي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور در اين باره توضيحاتي دارد: « يک دسته از آنها عوامل طبيعي هستند مانند اقليم، ساختار زمين شناسي، نامناسب بودن بارندگي، سرعت باد و .... و گروه ديگر پديده هاي غيرطبيعي و انساني هستند که عمده خسارات را گروه اخير ايجاد مي کنند.» به گفته او به علت استفاده نامناسب از سرزمين و بهره برداري بيش از حد از سفره آب هاي زيرزميني، بيلان منفي دشت ها و شور شدن زمين، آلودگي آب هاي زيرزميني از طريق پساب هاي شهري و صنعتي، شخم زدن در جهت شيب، بوته کني از عرصه هاي طبيعي و... بيابان زايي ايجاد مي شود. به طور مثال در مراتع ما بيش از 5/2 برابر ظرفيت، دام ها چرا مي کنند. به علاوه برداشت غيراصولي از معادن هم عاملي براي بيابان زايي به شمار مي رود. در حقيقت فلات مرکزي ايران يکي از معروف ترين مناطق خشک جهان است و کشور ما در نوار خشک کره زمين قرار دارد. 80 درصد از کل سرزمين ايران هم از آب و هواي خشک و نيمه خشک برخوردار است و به اين ترتيب اراضي بيشتري در معرض خطر بيابان زايي قرار دارند. ميانگين سالانه بارش در بيابان هاي ايران هم کمتر از 50 ميليمتر اندازه گيري شده است. در مجموع بيابان ها و مناطق بياباني روي هم 36 ميليون هکتار از اراضي را به خود اختصاص داده اند. اين را هم بدانيد که پديده بيابان زايي يک معضل فرامنطقه يي و جهاني است و طبق گفته عبدي نژاد در حال حاضر بيش از 110 کشور جهان با اين پديده مواجه اند که البته در آفريقا و آسيا بيشترين تخريب سرزمين ايجاد شده است. او درباره برآوردهاي سالانه بيابان زايي ايران هم حرف هايي دارد: «برآوردها نشان مي دهند که 5/32 ميليون هکتار از زمين هاي ايران جزء بيابان ها و مناطق کم پوشش به شمار مي روند. در حقيقت 65-60 درصد از اراضي داراي پوشش تمايل به بياباني شدن دارند.» خسارت هاي ناشي از بيابان زايي را هم از قول مديرکل دفتر تثبيت شن و بيابان زايي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور بخوانيد:«آمارهاي جهاني نشان مي دهد که در حدود 5 ميليارد هکتار از مساحت کره زمين بيابان است. به علاوه سالانه بين 7-5 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي جهان به بيابان تبديل مي شود. ايران هم جزئي از کشورهاي بياباني است و 4/2 درصد از بيابان هاي جهان در ايران قرار دارد. خسارت وارده به محصولات کشاورزي هم سالانه 42 ميليون دلار برآورد شده است.» او در ادامه مي گويد که طبق برآوردهاي فائو)سازمان خوار و بار جهاني( و ساير سازمان هاي بين المللي خسارات ناشي از بياباني شدن در ايران نزديک به هزار ميليارد ريال است. وضعيت غم انگيز بيابان هاي ايران برمي گرديم به گذشته. ساليان سال اجداد ما در بيابان هاي ايران زندگي مي کردند و با اين شرايط سازگار بودند. با توجه به اختلاف دماي زياد شب و روز، نه به بخاري نياز داشتند و نه به کولر. در ساختمان منازل بادگيرهايي تعبيه شده بود که به خنک شدن هوايي منازل کمک مي کرد. در حقيقت سيستم معماري آنها با شرايط طبيعي بيابان ها کاملاً منطبق بود. آنها براي تامين آب مورد نياز از قنات استفاده مي کردند. بدين ترتيب اگر سطح آب سفره هاي زيرزميني از حد معيني پايين تر مي رفت، آب قنات قطع مي شد و با شروع دوباره بارندگي آب فراواني در اختيار مردم قرار مي گرفت. خلاصه اينکه همه چيز روال طبيعي خودش را داشت، اما امروزه شرايط ديگري وجود دارد. به طور مثال سقف منازل را آسفالت مي کنند که اين مساله در جذب نور خورشيد و افزايش دماي منازل موثر است. براي دريافت آب هم از پمپ استفاده مي شود و هر چه آب در دل زمين وجود دارد به زور به بيرون مي آيد. واقعيت اين است که ما به اسم توسعه، فقرزدايي و اشتغال در حال برهم زدن اکوسيستم بيابان هستيم ولي بايد بدانيم که کار کردن در همه اکوسيستم هاي دنيا مانند کوهستان، جنگل، قطب، استوا و... ويژگي هاي خاصي دارد و نبايد از بيابان انتظار آب زياد يا رويش جنگل را داشته باشيم. مثلاً نمي توانيم درختي را که در شمال مي کاريم در بيابان هم پرورش دهيم چون توقعات و نيازهاي اکولوژيکي گياهان متفاوت است. طبق گفته کارشناسان : يکي از مشکلات مناطق و بخش هاي مختلف محيط زيست ايران نبود مديريت مناسب، فقدان چشم انداز بلندمدت براي فعاليت هاي مختلف و توجه نکردن به ظرفيت و توان منطقه است. در واقع ما هنوز کارکردهاي متعدد بيابان را نمي شناسيم و در اين زمينه کارشناسانه برخورد نمي کنيم و توان و ظرفيت طبيعي منطقه را هم درنظر نمي گيريم. به طور مثال از يک طرف خودمان شن را توليد مي کنيم و از سوي ديگر براي مقابله با بيابان زايي و جمع آوري شن ها هزينه زيادي را صرف مي کنيم. به هر حال در همه مراحل توسعه بايد توان طبيعي منطقه را درنظر گرفت. در حال حاضر عوامل متعددي در بيابان زايي دخيل هستند ولي شايد بتوان گفت که نداشتن آمايش سرزمين و برنامه جامع و بلندمدت براي بيابان ها موضوع قابل توجهي است. ما به برنامه يي نياز داريم که بر پايه توان طبيعي سرزمين تدوين شده باشد تا به علت فقدان برنامه، سليقه يي عمل نکنيم. اقدامات کنترلي براي مهار بيابان زايي يکي از اقدامات جهاني براي مبارزه با بيابان زايي، نهايي شدن کنوانسيون سازمان ملل براي مقابله با بيابان زايي در کشورهايي است که به طور جدي با خشکسالي و بيابان زايي مواجه مي شوند. هدف اين کنوانسيون مقابله با بيابان زايي و کاهش اثرات خشکسالي در اين کشورها است و لازم است که کشورهاي عضو از طريق اقدامات موثر در تمام سطوح و با حمايت و همکاري هاي بين المللي در يک چارچوب مشخص و هماهنگ با توسعه پايدار گام بردارند. عبدي نژاد در اين باره مي گويد:«با نهايي شدن کنوانسيون بيابان زايي در 17 ژوئن 1994 در سازمان ملل متحد و براساس تصويب مجلس شوراي اسلامي، ايران جزء اولين کشورهايي بود که به عضويت اين کنوانسيون درآمد و اقداماتي را در ارتباط با مفاد اين کنوانسيون انجام داد.» به گفته او تهيه برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان زايي و ارائه آن به کنوانسيون يکي از اين اقدامات به شمار مي رود. تعيين و کاليبراسيون شاخص ها و معيارها براساس ويژگي اکولوژيکي، اقتصادي و اجتماعي کشور هم فعاليت مهم ديگري است. بر اين اساس با استفاده از 9 معيار و 35 شاخص نقشه، نوع و شدت بيابان زايي کشور تهيه شده است. عبدي نژاد به اين نکته هم اشاره مي کند که در ايران 18 استان جزء کانون هاي بحراني هستند که استان هاي سيستان و بلوچستان، يزد، خوزستان، هرمزگان، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، بوشهر، اصفهان، سمنان و ... از پديده بيابان زايي بيشتر آسيب ديده اند. تشکيل کميته بيابان زايي هم اقدام کنترلي ديگري است. در اين کميته نمايندگاني از وزارت جهاد کشاورزي، وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت نيرو، سازمان مديريت و برنامه ريزي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان هواشناسي حضور دارند. اين کميته با رياست وزير جهاد کشاورزي و با حکم رياست جمهوري به چند زير کميته تقسيم شده که عبارتند از: علوم و تکنولوژي، کميته اجرايي و سازمان هاي غير دولتي که به گفته عبدي نژاد اين کميته ها چند بار در سال جلسه دارند. البته در زمينه اين کنوانسيون محمد درويش هم حرف هايي دارد. صحبت هاي او را بخوانيد: «در حال حاضر در حدود 180 کشور به عضو کنوانسيون درآمده اند. يعني با وجود اينکه کشورهاي بياباني يک سوم اين تعداد هستند تقريباً چهار پنجم کشورهاي دنيا عضو آن شده اند و به عبارت ديگر همه کشورها درک کرده اند که بيابان و بيابان زايي يک پديده جهاني است. سال 2006 هم سال بين المللي بيابان و مقابله با بيابان زايي لقب گرفته بود و شعار اين سال تاکيد مي کرد که قدر زيبايي هاي بيابان را بدانيم و خطر بيابان زايي را فراموش نکنيم. به هر حال کنوانسيون با هدف روشنگري به پيش آمد تا براي مقابله با بيابان زايي فرابخشي عمل کند اما جلسات کميته هاي آن سالي يک بار هم تشکيل نمي شود و در اين زمينه آن طور که بايد اقدامات قانوني وجود ندارد.» توجه به نياز طبيعي سرزمين برنامه ريزي براي مقابله با بيابان زايي بايد متناسب با نياز طبيعي سرزمين باشد. محمد درويش با تاکيد بر اين موضوع مي گويد: «به طور مثال در جايي مانند استان فارس که 2 ميليارد مکعب توان منفي آب وجود دارد، نمي توانيم کشاورزي ايجاد کنيم. بدين معنا که براي جلوگيري از بحران بايد به سرعت راهبرد دراز مدت استاني را از تکيه بيش از حد به کشاورزي به ويژه نوع سنتي آن، به سمت خدماتي که کمترين وابستگي را به آب دارد هدايت کنيم. مانند جلوه هاي طبيعت گردي و...» او در ادامه به اين موضوع اشاره مي کند که علاوه بر توجه به توان سرزمين بايد بر روي برنامه ريزان و مديران هم کار کنيم تا توسعه بر اساس اصول سرزمين شکل گيرد. درويش در زمينه تاثير اقدامات فعلي هم حرف هايي دارد: «اقدامات ما در حال حاضر مانند مïسکني است که درد را براي چند دقيقه فروکش مي کند و چه بسا که اين مسکن در درازمدت مي تواند خطرناک باشد چون درد را از بين نمي برد. مشکل اصلي ما اين است که يک اصل ساده طبيعت را فراموش کرده ايم: اينکه براي حکومت بر طبيعت بايد از قانون آن پيروي کنيم و حرمت آن را حفظ کنيم.» البته به عقيده درويش اقداماتي که کارشناسان ايراني براي مقابله با بيابان زايي انجام داده اند بسيار مثبت است و يک سر و گردن از بسياري کشورهاي منطقه جلوتر هستيم. او مي گويد: «مقاومت گونه هاي مختلف توسط کارشناسان آزمايش شده و بعضي از شهرها از خطر مدفون شدن در زير ماسه ها نجات يافته اند. بسياري از کارشناسان ايراني به خاطر عملکرد خوب شان به حاشيه خليج فارس دعوت شده اند اما اين اقدامات فقط از پيشروي فيزيکي بيابان جلوگيري مي کند. به عبارت ديگر براي مبارزه با بيابان زايي فقط نبايد در خود عرصه هاي بياباني براي نجات مناطق داخل يا حاشيه يي تلاش کنيم، بلکه بايد به داخل عرصه هاي غير بياباني هم وارد شويم و روند تخريب در اين مناطق را مورد بررسي قرار دهيم.» مشارکت جوامع محلي با توجه به اينکه حجم کاري براي مقابله با بيابان زايي بسيار گسترده است عبدي نژاد برنامه کاري براي جلب مشارکت مردم، توانمند سازي مردم محلي و استفاده از دانش بومي را اقدام موثر ديگري تلقي مي کند و درباره طرحي که بدين منظور به صورت آزمايشي در حال اجرا است، مي گويد: « در منطقه سربيشه بيرجند حدود 144 هزار هکتار که شامل 33 روستا است، با مشارکت روستاييان در قالب طرحي مشترک با UNDP قرار گرفته که برنامه ريزي و سياستگذاري ها براي مقابله با بيابان زايي به مردم واگذار شده است. در اين راستا 14 روستا به طور فعال مشارکت مي کنند، 10 شغل جديد براي مردم ايجاد شده و 26 گروه توسعه روستايي به وجود آمده است.» او عقيده دارد که بايد مردم را توانمند کنيم و شغل هاي جايگزيني را براي شان در نظر بگيريم تا کمتر به تخريب محيط زيست بپردازند. حرفه هاي پيشنهادي که به مردم آموزش داده مي شود عبارتند از عرق گيري از گياهان بومي، خياطي، توليد قارچ، گليم و جاجيم بافي، تعمير ماشين آلات کشاورزي و... بنابراين مقابله با بيابان زايي پديده يي تک بعدي نيست و بايد به اجتماعات مردمي بيشتر توجه شود تا ببينيم که درد مردم چيست و عامل تخريب سرزمين توسط آنها در چه مسائلي ريشه دوانده است. از لحاظ اقتصادي نيز مقرون به صرفه تر است که با آموزش مردم محلي آنها را به احياي سرزمين هاي تخريب شده تشويق کنيم تا کارهايي از جمله توليد بذر، نهال و ... را خودشان انجام دهند. به هر حال براي مقابله با اين پديده جهاني برنامه ريزي هاي جامع و بلند مدتي مورد نياز است تا از اتلاف هزينه يي که سالانه براي مبارزه با بيابان زايي نزديک به 20 ميليارد ريال تخمين زده شده جلوگيري شود و عرصه هاي بياباني شده به شکل اوليه خودشان بازگردند. | | نويسنده: آناهيتا دروديان | | | | |
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
سمپاشی مزارع ، عامل نابودی زنبورهای عسل
| سمپاشی مزارع ، عامل نابودی زنبورهای عسل |
|
|
| |
|
جام جم آنلاين: دانشمندانی که درباره یک بیماری اسرار آمیز تحقیق می کنند که بسیاری از زنبورهای عسل امریکا را نابود کرده بر حشره کش ها به عنوان عامل احتمالی این بیماری تمرکز کرده اند و بعضی از زنبورداران از گذاشتن کندوهای خود در نزدیکی مزارع و باغ هایی که سمپاشی می شوند ، خودداری می کنند. دانشمندان دانشگاه ایالتی پن و وزارت کشاورزی امریکا درباره این بیماری تحقیق می کنند که صدها هزار زنبور و کندوداری را در حداقل 35 ایالت از بین برده است. این امر به طور مستقیم معاش هزاران زنبوردار و به طور غیرمستقیم زندگی هزاران کشاورزی را به خطر انداخته که برای محصول گرفتن از بیش از 90 گیاهی که زنبورها نقش مهمی در گرده افشانی آنها دارند مانند درختان سیب و مرکبات به زنبورها وابسته اند. محققان بعد از ماه ها بررسی هنوز نتوانسته اند عامل خاصی را برای مرگ زنبورها مشخص کنند. ماریان فریزر از استادان دانشگاه فوق گفت اما دانشمندان متوجه پاتوژنی نامشخص در لاشه زنبورهای مرده شده و بر حشره کش ها تمرکز کرده اند.
|
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
رود آمازون طولانی ترين رود جهان
|
رود آمازون طولانی ترين رود جهان |
|
|
|
|
|
|
|

|
|
|
|
جام جم آنلاين: دانشمندان برزیلی می گویند حقایق علمی تازه به دست آمده نشان می دهند که طولانی ترین رودخانه جهان، رودخانه آمازون است. به گزارش شبكه BBC ، تاکنون رودخانه آمازون از نظر حجم آب، پرآب ترین رودخانه جهان محسوب می شد ولی ازرودخانه نیل در مصر به عنوان طولانی ترین رودخانه جهان، نام برده می شد. ادعای دانشمندان برزیلی پس از یک سفر اکتشافی به کشور پرو بود که نشان می داد سرچشمه رود آمازون برخلاف آنچه تاکنون تصور می شد در جنوب پرو قرار دارد نه در بخش شمالی این کشور. با این محاسبه طول رودخانه آمازون 6 هزار و 800 کیلومتر است در حالی که طول رودخانه نیل 6 هزار و 695 کیلومتر است. تعیین دقیق طول رودخانه آمازون آسان نیست و به تشخیص صحیح منبع و سرچشمه آن بستگی دارد. در حال حاضر از دو محل برای سرچشمه رود آمازون نام برده می شود و دانشمندان باید روشن کنند که دقیقا کدام یک از این دو نقطه، سرچشمه این رودخانه است ولی به عقیده این دانشمندان، اعم از اینکه کدام یک از این دو نقطه سرچشمه رود آمازون باشد، این رودخانه طولانی ترین رودخانه جهان خواهد بود. اکنون گفته می شود که سرچشمه رود آمازون یک کوه پوشیده از برف در جنوب پرو، به نام میسمی است. هیات اکتشافی برای کشف سرچشمه واقعی رودخانه آمازون به مدت 14 روز و در برخی مواقع در هوای بسیار سرد و یخبندان سفر کرد تا سرچشمه این رودخانه را در ارتفاع 5 هزار متری پیدا کند. از مدت ها پیش بحث علمی برای تعیین طویل ترین رودخانه جهان جریان دارد و احتمال دارد که ادعای تازه دانشمندان برزیلی زير سوال قرار گیرد. |
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
کودکان و خطر آلودگی های زیست محیطی
|
کودکان و خطر آلودگی های زیست محیطی |
|
|
|
|
|
|
|
جام جم آنلاين: براساس گزارش اخير سازمان بهداشت جهانی یک سوم بیماری ها در کودکان زیر پنج سال ناشی از آلودگی های محیط زیستی است. به گزارش شبكه بي بي سي ، در گزارش سازمان بهداشت جهانی که اولین نمونه از نوع خود است و به بررسی وضعیت بهداشتی در هر کشور می پردازد از این که وضعیت محیط زیست در کشورهای فقیرتر بدتر از سایر کشورها است ابراز نگرانی شده است. سازمان بهداشت جهانی می گوید ، با بهبود وضعیت محیط زیست می توان از حدود 13 میلیون مرگ در کشورهای مختلف، پیشگیری کرد. سالیانه می توان زندگی چهار میلیون کودک زیر پنج سال که اغلب در کشورهای رو به توسعه زندگی می کنند را با تامین آب و هوای سالم نجات داد. این گزارش در حالی منتشر شده است که در روزهای 13 و 14 ژوئن، کنفرانسی در وین درباره مسائل مرتبط با بهداشت کودکان برگزار شده بود. آلودگی های زیست محیطی در اغلب کشورهای جهان به موضوعی جدی در برابر جامعه مبدل شده است، در این میان متخصصان می گویند میزان تاثیرات این آلودگی ها بر کودکان شدیدتر و وخیم تر است.

آلودگی های محیط زیست به دلیل آسیب پذیری و حساسیت بیشتر نسبت به متغیرهای محیطی، کودکان را بیش از بزرگسالان درمعرض خطر قرار می دهند. تحقیقات دانشمندان در سال های اخیر نشان مي دهند باتوجه به اين که کودکان و نوزادان بیش از بزرگسالان تنفس می کنند، مواد سمی موجود در هوا را بیشتر از آنها به ریه های خود منتقل می کنند. از سوی دیگر از آنجا که کودکان و نوزادان بیشتر از طريق دهان تنفس می کنند ، بیشتر از این جهت در معرض خطر قرار می گیرند.

آنها همچنین اوقات بیشتری را به نسبت بزرگسالان در خارج از منزل به ویژه در تابستان که میزان آلاینده ها بیشتر است، سپری می کنند. به عنوان مثال آلاینده های محیطی مانند مس نقش مخربی در استخوان بندی در حال رشد کودکان دارد. نوزادان و کودکانی که در معرض آلودگی هوا قرار می گیرند از بیماری های مختلفی از سیستم تنفسی و گوارشی گرفته تا عصبی رنج می برند. |
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
عضو کمیسیون اصل نود مجلس : دستگاههای بیتوجه به معضل زبالههای عفونی را به افکار عمومی معرفی میکنیم
|
عضو کمیسیون اصل نود مجلس : دستگاههای بیتوجه به معضل زبالههای عفونی را به افکار عمومی معرفی میکنیم |
|
|
|
|
|
مهر: در صورتیکه تصمیم اساسی و منطقی در راستای مشخص شدن تکلیف چگونگی امحاء زباله های عفونی اتخاذ نشده باشد ، دستگاههای بی توجه را به افکار عمومی معرفی می کنیم. دکتر سید علی ریاض ، به قانون مدیریت پسماندها اشاره کرد و گفت: با وجود اینکه چندین سال از تصویب قانون مدیریت پسماندها می گذرد اما هنوز فاقد آئین نامه اجرایی است و باید گفت در ابن مورد غفلت شده است. وی تصریح کرد : در صورتیکه تصمیم اساسی و منطقی در راستای مشخص شدن تکلیف چگونگی امحاء زباله های عفونی اتخاذ نشده باشد ، دستگاههای بی توجه را به افکار عمومی معرفی می کنیم. ریاض گفت : بر اساس مذاکرات صورت گرفته بنا شده دومین جلسه روز شنبه 26 خرداد ماه با حضور مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست ، وزارت بهداشت و شهرداری در کمیسیون اصل نود مجلس برگزار شود و راهکارهای ارائه شده از سوی دستگاههای مربوطه مورد بررسی قرار گیرد. عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: انتظار داریم دستگاههای مسئول در مهلت داده شده تصمیم اصولی را در ارتباط با چگونگی امحاء زباله های عفونی اتخاذ کرده باشند و در دومین جلسه در حضور نمایندگان مجلس ارائه کنند تا به سرعت اجرایی گردد.
|
|
|
نوشته شده توسط خوش بيان |
|
لينک به اين مطلب