يادمان باشد اگر امروز فقط شکوه و جلال دايناسورها را مي توان در موزه هاي تاريخ طبيعي يا لابه لاي فيلمها و پويانمايي هاي علمي تخيلي ديد، تنها و تنها به يک دليل است:
آن حيوانات غول آسا که ظاهرا هيچ دشمن طبيعي نداشتند نتوانستند خود را با تغييرات محيط طبيعي زيستگاهشان تطبيق داده و چون توانايي درک شرايط جديد و تغيير سلوک و شيوه زيستن خود را نداشتند، از ميان رفته و به تاريخ پيوستند.داستان بي توجهي به پيامدهاي تغيير اقليم و جهان گرمايي و مقاومت بخش قابل توجهي از صاحبان قدرت در برابر آن نيز مي تواند چنين عقوبتي را براي انکارکنندگانش به همراه آورد؛ عقوبتي که شوربختانه هيچ مرز سياسي و قلمرو جغرافيايي را برتافته و سراسر کره خاک را متاثر و نابود خواهد کرد.باور کنيد اگر امروز مي شنويم که گذرگاه شمال غرب ، يعني يکي از افسانه اي ترين مسيرهاي دريايي در جهان گشوده شده و راه ميانبري از اروپا به آسيا از مسير شمالگان پديد آمده است ، اين خبر بايد جدي ترين و پرطنين ترين ناقوس خطر براي زيستمندان عالم را به صدا درآورد و همه ما مسووليم رهبران آن 18کشوري که مسوول توليد بيش از 90درصد گازهاي گلخانه اي در جهان هستند را به چالش کشانده و از آنها بپرسيم چرا آن گونه که سزاوار مي بود، در برابر عقب نشيني سالي يکصدهزار کيلومتر مربع از يخهاي قطب شمال عکس العمل نشان نداده و مرزهاي فاجعه را به ناپديدشدن يک ميليون کيلومتر مربع از يخهاي شمالگان در سال 2007 ميلادي افزايش داديد؟ هموطن عزيز من ! اگر باور داريم که تنها افزايش يک درجه سانتي گراد بر ميانگين دماي سالانه کره زمين ، مي تواند به تشديد بسياري از بلاياي طبيعي و شيوع بيماري ها و آفتهاي ناشناخته منجر شود، چرا پژواک شايسته اي را ميان مسوولان و ارگان هاي متولي خويش نمي بينيم؟ بخصوص وقتي در خبرها مي خوانيم : در طول 3 دهه گذشته ، ميانگين افزايش دما در البرز مرکزي (در دامنه هاي دماوند ايستگاه هومند آبسرد) به بيش از 6.2 درجه سانتي گراد رسيده است.
پرداختن به جهان گرمايي و مقابله با اين دشمن بزرگ حيات در هزاره سوم مي تواند فرصتي تاريخي براي همگرايي و اتحاد حول يک محور مشترک به وجود آورده و همه ملتها و دولتها را فارغ از ايدئولوژي ، اقتصاد، ملاحظات بخشي و منطقه اي به يکديگر نزديک کند. چرا اين فرصت بزرگ را از دست دهيم و از آن براي قرار گرفتن در يک خاکريز و مقابله با دشمني واحد (گرمايش زمين و بيابان زايي) سود نبريم؟
اگر عمري باقي و مجالي فراهم باشد، در شماره هاي آينده و در همين ستون ، بيشتر از جهان گرمايي و تغيير اقليم خواهم نوشت.
منبع : جام جم
عضو هيات علمي موسسه
تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور
شرايط خشك و فراخشك حاكم بربخش وسيعي از كشور (بارندگي زير 150 ميليمتر) موجب گرديده است كه وسعت بيابانهاي ايران بالغ بر 34 ميليون هكتار باشد كه 12 ميليون هكتار آن را پهنه ها و تپه هاي ماسه اي تشكيل مي دهند .
5 ميليون هكتاراز اين ماسه زارها فعال و متحرك هستند كه بخشي ازآنها كانونهاي بحراني و تهديد كننده حريم شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي ،نظامي و خطوط مواصلاتي مي باشند.
تخريب سرزمين
در مناطق خشك و فراخشك بدليل فقر پوشش گياهي طوفانهاي ماسه اي و حركت ماسه هاي روان خسارات جبران ناپذيري به مزارع و تاسيسات شهري وروستايي وارد مي نمايد كه حاصلي جز مهاجرت و ترك سرزمين را بدنبال ندارد پديده اي كه متاسفانه در منطقه سيستان شكل گرفته است.
درمناطق خشك ونيمه خشك و حتي نيمه مرطوب وقوع سيل وخسارات ناشي از آن كه حاصل تخريب منابع و سرزمين است پديده اي عادي و تكراري شده است(سيل گلستان ) تاكي بايد شاهد خسارات مالي و جاني ناشي از بيابانزدايي باشيم.
عملكرد : براي تثبيت ماسه هاي روان وبيابانزدايي از سال 1344 تا كنون 1884130 هكتار نهالكاري و قلمه كاري ، 4502994 هكتار بذركاري و بذرپاشي و208709 هكتارمالچپاشي انجام شده است كه حاصل آن حفاظت از شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي و نظامي و خطوط مواصلاتي در بخش وسيعي از مناطق بياباني كشور بوده است .(كرمان، يزد، سبزوار، گناباد، خواف، زاهدان، زابل، ايرانشهر، بندرعباس، بوشهر، قم، كاشان، آران و بيدگل، نطنز، اردستان، سمنان، گرمسار،...)
الزامات اساسي براي اجراي موفق برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :
آشنايي دولتمردان و مسئولان برنامه ريزي كشور با علل بيابانزايي و برداشت صحيح از مفهوم آن
توسعه عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر در چارچوب توسعه پايدار.
وفاق ملي در زمينه مقابله با بيابان زايي در بين مردم و مسئولان بخشهاي مرتبط با موضوع .
ضمانت در اجرا وهماهنگي برنامه هاي بخشي و فرا بخشي مقابله با بيابانزايي .
استفاده از تجربيات موفق ملي و بين المللي مقابله با بيابانزايي.
از سطح 164 ميليون هكتـار وسعت كشور 34 ميليون هكتار ( معادل 7/ 20 % ) آن را مناطق كويري و بياباني تشكيل مي دهد كه مشتمل است بر:
1- اراضي شني 12 ميليون هكتار كه 5 ميليــــون هكتار آن را تپه هاي شني تشكيل مي دهد.
2- اراضي بياباني به شدت تخريب يافته 22 ميليـون هكتار كه بخشي از آن را شـوره زارها تشكيل مي دهند.
عوامل اصلي بيابانزايي :
تغييرات اقليمي و بروز خشكسالي، زمين ساخت -ازدياد جمعيت و بهره برداري غير اصلي وآزمندانه از منابع خدادادي .
ريشه هاي بيابانزايي:
كنشهاي سياسي، اقتصادي - عوامل اجتماعي و رفتارهاي فرهنگي .
مقابله با بيابان زدايي مستلزم استفادده بهينه از منابع مالي و امكانات است.موفقيت در بيابانزدايي مستلزم داشتن برنامه هاي جامع، جلب مشاركت مردم و اجراي هماهنگ و دقيق كارها درچارچوب پروژه هاي اجرايي مناسب است.
برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :
شناخت دقيق مشكلات و قابليتها تدوين استراتژي بلند مدت ، انتخاب راهكارهاي مناسب و منطبق با ويژگيهاي محلي امكان مشاركت فراگير مردم و سازمانهاي غيردولتي و هماهنگي كامل ببين دستگاههاي اجرايي.
آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلابهاي مخرب
آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاريهاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل هاي ويرانگرآبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي شوند. متأسفانه بعضي افراد بدنبال كسب درآمد بيشتر اقدام به شخم اين اراضي جهت كشت ديم مي كنند كه خود زمينه را جهت فرسايش و تخريب بيشتر زمين فراهم مي كند.
بوته كني، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانهاي خشك و بي آب و علف تبديل خواهدكرد. آثار زندگي گياه و دام در اين بيابانها كمتر به چشم مي خورد و حسرت ديدن آب و سرسبزي را بر دل هر بيننده اي به جاي مي گذارد.
با ادامه روند تخريب مراتع، گياهان مرتعي در سطح مراتع از بين رفته و به علت كمبود علوفه عشاير مجبور به فروش دامهاي خود شده و براي امرار معاش راهي شهرها مي شوند.
فرسايش خاك هر سال شديد تر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه هاي درختان و علوفه هاي دستي مي شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد عشاير را بدنبال خواهد داشت.
با از بين رفتن پوشش گياهي در سطح مراتع در موقع بارندگي، آب بدون آنكه در خاك نفوذ كند، به سرعت روي سطح زمين جاري شده و جويبارهاي كوچك دست به دست يكديگر مي دهند و سيلابهاي بزرگي به راه مي افتد كه در مسير خود چادرهاي عشاير، روستاهاي پائين دست، جاده ها، پلها و زمينهاي زراعي را تخريب مي كند.
با انجام عمليات آبخيزداري و احياء پوشش گياهي شرايط مجدداً جهت بهره برداري با مديريت صحيح فراهم مي گردد. بايد دانست كه در اين مرحله نيز چنانچه بدون توجه به نكات فني بهره برداري صورت گيرد، امكان تخريب و بيابانزائي وجود دارد و سرمايه و بودجه صرف شده به هدر خواهد رفت. نكته قابل توجه اين است كه قبل از تخريب مرتع بايد با كمك كارشناسان به نحوي از مراتع استفاده شود كه نياز به اجراء طرحهاي پرهزينه براي احياء مراتع نداشته باشيم.
مساحت حوزه هاي آبخيز
مساحت حوزه هاي آبخيز كوهستاني در حوزه هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار، در حوزه هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي باشد.
چه بايد كرد؟
بايد با احياء پوشش گياهي و اعمال روشهاي مختلف جريان آب را مهار نمود و امكان نفوذ آنرا در خاك فراهم كرد و با ايجاد شرايط مناسب اقدام به كاشت درخت و درختچه نمود. به اين گونه فعاليتها كه نهايتاً منجر به حفظ آب و خاك شده و شرايط را به سمت برقراري تعادل زيست محيطي سوق مي دهد آبخيزداري گفته مي شود.
اسكان، توليد علوفه و شكوفايي پتانسيل هاي بالقوه عشاير گام موثري در حفظ آب، خاك و منابع تجديد شونده و تداوم حيات و زندگي است.
اصلاح كاربري اراضي پر شيب حوزه هاي آبخيز از برنامه هاي پيشگيرانه آبخيزداري در مهار و كنترل سيلاب هاي ويرانگر است
ترجمه قالب
![]()
Powered By
Theme Site

