درخت ها نمی میرند
آنها به جنگل حيات می بخشند
و جنگل به آدمی ......................
امروزه با مطرح شدن مسايلي نظير حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست و مشکلات بشر در ارتباط با محيط طبيعي و کاهش منابع طبيعي قابل دسترس، جنگل شناسان يک تغييرکلي در نگرش به جنگل ها پيداکرده اند که تحت عنوان جنگل شناسي همگام با طبيعت تجلي مي يابد. دراين شيوه جنگل شناسي نگاه به طبيعت با نگاه تک بعدي جنگل شناسي کلاسيک متفاوت است. درجنگل شناسي همگام با طبيعت به مواردي نظير حفظ تنوع زيستي وحفاظت از جنگل ها به عنوان ذخاير ژنتيکي و نيز گونه هاي در خطر انقراض و در موارد مشابه توجه فراواني مي شود. در اين شيوه توجه بيشتري به گياهان علفي کف جنگل و گونه هاي شاخص مي شود. يکي از مواردي که امروزه در جنگل ها مطرح مي شود، نحوه ي استقرار قارچ هاي وحشي در جنگل و نيز پوشش خزه اي موجود بر روي درختان و خشکه دارها مي باشد. درختان درجنگلهاي طبيعي بعد از رسيدن به كهولت و پايان زندگي گياهي شروع به پوسيدن ميكنند. در واقع هر روز تعدادي درخت خشك ميشود. فشارهاي محيطي، آفات و حشرات، دخالتهاي انسان، بيماريها و در نهايت پايان عمر فيزيولوژيكي دلايل عمدهي آن مي تواند باشد، اما با پايان عمر، فيزيولوژيكي درخت، وظايف اكولوژيكي درخت در اكوسيستم ادامه مييابد. خشكهدارهاي سرپا، زيستگاهي را براي حيات وحش در جنگل فراهم ميكنند. درختان افتاده نيز ضمن تأثير در زادآوري يك آشيان اكولوژيك جديد را براي بسياري گياهان و جانداران فراهم ميكنند و نقش اصلي را در چرخهي مواد غذايي بازي ميكنند خشكهدارها در جنگل نه تنها مضر نيستند، بلكه حضور آنها باعث افزايش حضور حيات وحش و پرندگان در آن محيط شده که براي سلامت و حاصلخيزي جنگل اهميت زيادي دارد