شير پارسي براي ورود انتظار مي کشد

شير پارسي براي ورود انتظار مي کشد


 

 

images/20050517/lion.jpg سالهاست مسوولان سازمان محيط زيست در حال بررسي و تحقيق تبادل شير پارسي موجود در شمال غربي هند با تنها بازمانده نسل يوز آسيايي در ايران اند.
خبرهاي ضد و نقيض بسياري در اين سالها به گوش مي رسد و به تازگي کارشناسان هندي مدعي شده اند که قادرند يوز آسيايي را همتاسازي کنند و دوباره به محيط طبيعي خود بازگردانند.
اين ادعاي بزرگ هندي ها کمي غيرمنطقي به نظر مي آيد ، چون در حالي که همتاسازي حيواني که از آن شناخت کافي وجود ندارد و دانشمندان هنوز از مراحل همتاسازي حيوانات کاملا مطلع نيستند چگونه مي توان چنين ادعاي بزرگي کرد.
اگر چنين روشهايي کاربرد کنوني دارند پس مي توان به فکر همتاسازي شير پارسي و ببر مازندران هم افتاد؟ اما هندي ها در حفاظت از گربه سانان تجربه فراواني دارند. بهتر است براي زنده نگه داشتن بخشي از هويت طبيعي اين سرزمين از تجارب آنها در حفاظت از شير پارسي استفاده کنيم.


در نقش برجسته هاي بزرگ و زيباي تخت جمشيد، بارها به تصاويري بزرگ از شير پارسي برمي خوريم ، گاهي هنرمند هخامنشي شيري را در حال شکار گاوي نر روي سنگهاي سرد حجاري کرده و گاهي پادشاه هخامنشي را مي بينيم که در حال شکار شيري خشمگين است.
شير نشانه قدرت و شجاعت است و اگر پادشاهي به شکار آن مي رفت به حتم در نگاه مردمش شجاع و جنگجو به نظر مي آمد. براي ديدن اين شيرها کافي است سري به موزه ايران باستان در تهران بزنيم تا به اهميت نقوش شير پارسي در بين سلاطين و هنرمندان ايراني پي ببريم اما پس از اسلام هم اين گربه بزرگ اهميت زيادي داشت ، اگر شيرهاي رام نشده در مقابل فردي آرام مي گرفتند و به سويش هجوم نمي بردند مردمان قديم آن فرد را از خانواده اهل بيت ع مي دانستند. براي نمونه در اردبيل ورودي مقبره شيخ جبرائيل پدر شيخ صفي الدين اردبيلي (بنيانگذار صوفي گري در ايران) نقوشي از شير پارسي ديده مي شود. شهرستان ايذه در شمال خوزستان که تا مدتي ديگر برخي از آثار تاريخي خود را در زير آب مي بيند (به خاطر پروژه سد کارون 3) ميزبان شيرهاي سنگي است.
در روستاي کوهباد تمامي قبور قديمي مسلمانان با سنگ قبرهايي به شکل شير تزيين شده است که روي تنه شيرها آياتي از قرآن و شمشير حضرت علي (ع) ديده مي شود (ذوالفقار). در نقوش شکارگاه ، فرشهاي دستباف ايراني شيرهاي پارسي در حال شکار ديده مي شوند. در مينياتورهاي خمسه نظامي بهرام گور در حال شکار شير به تصوير کشيده شده است.
شيرهاي بالدار اين حيوانات افسانه اي از هزاران سال پيش در ظروف قديم و مهرهاي هخامنشي نقش بسته اند. در ورودي کاخهاي قاجاري و حتي تخت مرمر کاخ گلستان شيرهاي پارسي آرام گرفته اند و اين سنت قديمي تا دوران پهلوي ادامه مي يابد (کاخ سبز در مجموعه کاخهاي موزه سعدآباد). گيلگمش ،افسانه اي است از قهرماني ايراني به همين نام که دوستي همراه و همدل دارد. «انکيدو» در شبي عجيب خواب شير بالداري را مي بيند که او را به سوي آسمان ها مي برد و از اين رو مرگ خود را نزديک مي بيند. اين حيوان زيبا که در تمدن و فرهنگ ما بسيار از آن ياد شده است ، در اواسط قرن گذشته از بين النهرين تا بخش غربي استان فارس ديده مي شد. بيشترين جمعيت آنها در بيشه ها و جنگل هاي خوزستان (سواحل رود کارون) و در بخش جنگلي فارس نظير دشت ارژن زندگي مي کردند. دشت ارژن منطقه اي است حفاظت شده در 40تا 80کيلومتري غرب شيراز که شامل زيستگاه هاي متنوعي در ارتفاعات زاگرس (3000 متر) تا کوهپايه هاي پست و بلند آن است.
تالاب هاي دشت ارژن (ارتفاع از سطح دريا 2000متر) تا درياچه پرشيان (ارتفاع از سطح دريا 850متر) در 15کيلومتري دشت ارژن زيستگاه هاي مهم شير پارسي به حساب مي آمدند. در شمال شرقي شيراز (ارتفاع از سطح دريا 1500تا 2600متر) پارک ملي بمو با 68هزار هکتار مساحت يکي ديگر از زيستگاه هاي اصلي شير پارسي است.
اين شير يال کوتاه و قوي جثه در جنوب شيراز (رود قره آغاج)، رامهرمز و دزفول هم زندگي مي کرده است.
آخرين بار بهار سال 1321 شمسي نقشه برداري هندي از قشون انگليس براي آخرين بار شير پارسي را در 65کيلومتري شمال غربي دزفول مي بيند اما هميشه تصور مي شد بخشي از هويت ملي ما که مي تواند برگي از طبيعت ما باشد، از دست رفته است و ديگر نمي توان حضور شير پارسي (آسيايي يال کوتاه) را دوباره تصور کرد. در شمال غربي هند مردم «گجرات» بخصوص آنهايي که در شبه جزيره «سوداشترا» سکونت دارند به حضور اين شير آسيايي در منطقه جنگلي خود افتخار مي کنند. جنگلهاي «گير» کمتر از 300 قلاده از خانواده شيرهاي پارسي را در خود حفاظت مي کند. گله داران اين منطقه با اين که شيرها گاهي دامهايشان را از بين مي برند اما از حضورشان ناراحت نيستند چون مي دانند جنگل «گير» به لطف حضور شير پارسي است که امروز از آن حفاظت مي شود. شيرها گربه هايي بزرگند که در صورت نابودي طعمه اصلي و زيستگاهشان رو به شکار دامها و حيوانات اهلي مي آورند و دولت هند با افزايش جمعيت اين گونه در تلاش است تا محلي ديگر را نيز براي جمعيت شيرها در نظر بگيرد. براي ديدن شير پارسي بايد به روستاي «ساسان» در ميان پارک ملي «گير» رفت ؛ جنگلهاي خشک و خزان دار، محلي مناسب براي شيرها به حساب مي آيند. موفق ترين پروژه در هند براي حفظ و نگهداري گربه سانان مربوط به پروژه جلوگيري از انقراض شير پارسي بوده است.
شير آسيايي (پارسي در ايران) زيرگونه اي از شير آفريقايي است که يکصد هزار سال پيش از دسته اصلي خود جدا شده است.
در ابتدا پراکندگي آنها از سوريه ، ايران ، عراق تا بيشتر مناطق شمالي و مرکزي هند بوده است. شير پارسي بسيار زود در معرض خطر انقراض قرار گرفت.
اواخر نيمه قرن نوزدهم ميلادي تنها به فاصله 3 دهه نسل اين شير محدود به جنگلهاي «گير» شد و اين حيوانات زيبا در بقيه نقاط آسيا بخصوص ايران ناپديد شدند و از سال 1945 ميلادي جنگلهاي گير ، تنها زيستگاه آنها محسوب مي شد. جمعيت اينگونه شير (پارسي) از 1880 ميلادي در يک دوره 35 ساله تا مرز انقراض پيش رفت ، به طوري که جمعيت آنها از 12 قلاده تا حداکثر 30 قلاده مي رسيد. تا اين که با مديريت و تدابير جديد دولت هند جمعيت شيرهاي آسيايي يال کوتاه در بهار 1995 ميلادي به 304 قلاده رسيد. در اوايل قرن بيستم شکار شير پارسي در هند امري عادي و روزمره بود. اما يکي از بزرگان منطقه شمال غربي هند شکار اين حيوان را ممنوع کرد و باعث نجات اين نسل از موجودات زميني شد. اگر جمعيت شيرهاي پارسي در پارک ملي گير کمتر از 500 قلاده باشد، اين جمعيت را کوچک قلمداد مي کنيم ، اما همان اتفاقي که براي زيستگاه هاي شير ايراني افتاد در هند هم تکرار شد. دامداران با چراي بي رويه خاک و گياهان محل را تا سر حد نابودي از بين مي بردند و محل زندگي شيرها را ناامن مي کردند. با به کارگيري روشهاي علمي از دهه 70 ميلادي تا دهه 80 ميلادي جمعيت شيرها افزايش يافت و يا امن اعلام کردند ، برخي مناطق جنگل از ورود دام به درون جنگل ممانعت شد. در اين فاصله شيرها که 75 درصد غذاي خود را از دامهاي روستاييان تهيه مي کردند در مدت اندکي طعمه اصلي شان تغيير کرد و روي به طعمه هاي طبيعي آوردند. تا اين که در دهه هشتاد ، 75 درصد از شيرهاي پارسي از طعمه اصلي تغذيه مي کردند. با اين که شيرها بسيار اجتماعي اند، در بيشتر مواقع به تنهايي به شکار مي روند. شيرهاي نر قلمرويي 200 کيلومتر مربعي دارند و ماده شيرها تا 120 کيلومتر مربع سالانه در حال جابه جايي اند. بيشه هاي اطراف رودخانه هاي دايمي بهترين محل براي تابستان گذراني آنهاست.
شير پارسي را کمتر دستجمعي مي توان ديد و زمان جفتگيري و خوردن لاشه ها، اعضاي گله شيرها به دور هم جمع مي شوند. شايد علت شکار تنهايي ماده شيرها به علت نوع پوشش گياهي جنگلي است که در آن به سرعت يالهاي بلند شير نر مانع حضور مي شود. از طرف ديگر شکارچي قوي هيکل طعمه هاي کوچکتري را نسبت به گونه آفريقايي خود شکار مي کنند. ماده شيرها قلمرو خود را با ادرار روي تنه درختان و سنگها و ماليدن خود روي زمين مشخص مي کنند. ماده شيرهاي جوان غالبا با مادرشان مي مانند اما شيرهاي نر جوان براي يافتن جفت و قلمرو جديد بايستي بي صبرانه بجنگند. بوميان اندک اندک دريافتند که زندگي خودشان مستقيم وابسته به بقاي اين شيرهاست.
شيرهاي آسيايي (پارسي) بيشتر آهو شکار مي کنند و آينده آنها بستگي به حفاظت مستمر مسوولان پارکهاي هند و ايجاد مناطق بيشتر براي جمعيتهاي بعدي دارد. تفاوت شير آسيايي يال کوتاه با شير آفريقايي در وزن ، درازاي يالها و چينهاي بالاي پوست آنهاست که در طول زير شکمشان ديده مي شود که البته در شيرهاي آفريقايي وجود ندارد. افسوس که شير پارسي در دشت ارژن ديگر جايي ندارد و صداي غرش رعد آسايش شنيده نمي شود. تحقيقات جديد نشان مي دهد که با اندکي حوصله و فداکاري مي توان زيستگاه هاي قبلي را به وضعيت مناسبي باز گرداند و شکارهاي اصلي اين حيوان را تا 5000 يا 6000 راس در اين مناطق افزايش داد و با حصارکشي اطراف منطقه مورد نظر و خريداري شيرهاي پارسي سالم از گله هاي متفاوت (در منطقه جنگلي گير) جمعيت اين حيوان در هند و رهاسازي آنها (در کنار گروههاي تحقيقاتي قوي) در مناطق آبا و اجدادي شان دوباره شاهد حضور سلطان جنگل و بيشه زارهاي ايران بود. بايد بدانيم که دولت هند امروز به دنبال يافتن مکاني تازه براي شيرهاي پارسي است تا بتواند تنوع ژنتيکي آنها را در دو جمعيت مجزا حفظ کند و در دراز مدت اثرات ازدواج هاي درون خانوادگي باعث انقراض نسل اين گربه زيبا نشوند. اما شيرها خصوصيات عمومي جالبي دارند: آنها کله هاي گرد و کوتاه دارند و سبيلهايشان اندامي است براي احساس دنياي اطرافشان ، بدنهايي عضلاني و انعطاف پذير دارند و سينه هايشان پهن و قدرتمند است.
شيرها روي پنجه هايشان راه مي روند و دمشان مانند سکان ، تعادل آنها را در تغيير مسيرها حفظ مي کند.ديد آنها در شب مانند روز است اما سياه و سفيد مي بينند و البته در روز هم کيفيت تصاويري که مي بينند در مقايسه با انسانها کمتر است.
مردمک چشمان گربه سانان در روز دايره اي تنگ خواهد بود تا حداقل نور را عبور دهند، ولي در شب مردمک آنها تا حد امکان باز مي شود تا نور کافي به شبکيه برسد. شير تنها گربه اجتماعي است که در گروههاي خانوادگي زندگي مي کند به آن گله مي گويند. آرواره شيرها به سمت چپ و راست از گوشه اي به گوشه ديگر حرکت مي کند و قادر به بالا و پايين رفتن نيستند و به همين خاطر تنها از يک طرف دهان در يک زمان مي توانند شکار خود را تکه تکه کنند و اغلب کله شان در اين موارد کج مي ماند. اسکلت گربه سانان 230 تکه استخوان دارد در حالي که انسان ها اسکلتي 206 استخواني دارند. معده و روده شيرها طوري شکل گرفته است که گوشت را سريع و راحت هضم مي کنند چون طول روده کوتاه است اما آنها قادر به هضم گياهان نيستند. غذا به سرعت از اجزاي گوارشي عبور مي کند و به همين علت به سرعت هم نياز به غذا دارند. زماني که ماده شيري طعمه بزرگي را شکار مي کند تا چندين روز به غذا خوردن مجدد نياز نخواهد داشت.
خانواده شيرها در هنگام خوردن لاشه حيوانات ديگر ترتيبي خاص را رعايت مي کنند و از بزرگ به کوچک همگي کم و بيش سير مي شوند. ميدان ديد چشمان گربه ها زياد است و در شيرها فاصله بين 2 چشم کمي بيشتر است تا حيوان به راحتي قادر به تشخيص مکان دقيق طعمه باشد. پاهاي شير بسيار قوي است و بيشترين اتکاي آنها به پاهايشان است.
در هنگام دويدن ، شير با اين پاهاي قوي قادر است به راحتي شکار را تعقيب کند. شيرها با کشيدن پنجه هاي خود روي تنه درختان آنها را تيزتر مي کنند. زبان ارتباطي شيرها بسيار جالب است آنها مي توانند از سن جنس و حس و حالشان با خبر شوند. غدد بويايي روي سروچانه ، ادرار و ديگر بوها ، خود يکي از روشهاي ارتباطي در خانواده است.
حرکات دم يکي ديگر از اين وسايل ارتباطي است.
گوشها نيز حتي به کمک آنها مي آيند و با تغيير شکل سبيل هايشان مي توانند به ديگري اعلام خطر کنند. شيرها بعد از ببر 300 کيلويي سيبري بزرگترين گربه جهانند (150 تا 250 کيلوگرم وزن شيرهاست). اميد مي رود که سلطان جنگل که يکي از عوامل تعيين کننده در ورود گردشگران خارجي به زيستگاه هاي طبيعي است ، بار ديگر با درايت کارشناسان محيط زيست به ايران باز گردد.

بهرنگ امين تفرشي

تغيير آب و هوا و انقراض حيوانات عظيم الجثه

تغيير آب و هوا و انقراض حيوانات عظيم الجثه


 
 

images/20060515/mamout.jpg جام جم آنلاين: تحقيق نشان داد تغيير آب و هوا و گرم شدن محيط در عصر پالوستوسين در 12 هزار سال قبل، باعث تغيير پوشش گياهي آمريكاي شمالي و انقراض حيوانات عظيم الجثه مثل ماموت ها و به وجود آمدن انسان ها و انواع دام ها شد.
به گزارش پايگاه اينترنتي الجزيره، 13 هزار سال قبل، آب و هواي جهان رو به تغيير گذاشت و تراز دريايي افزايش يافت، توده هاي يخ شروع به حركت كردند و منظومه محيط زيست تغيير پيدا كرد.
انسان هاي اوليه تقريبا در اين زمان به امريكاي شمالي رسيدند و وجود حيوانات، پرندگان شكاري و سرزمين حاصلخيز، آن ها را جذب كرد و طي چند سال بعد، تمامي حيوانات عظيم الجثه مثل ماموت ها در اين سرزمين منقرض شدند.
محققان درباره اين موضوع كه كدام يكي از دو علت يعني گرم شدن آب و هوا و يا شكار به وسيله انسان ‘ عامل اصلي انقراض حيوانات عظيم الجثه عصر پالوستوسين است، اختلاف دارند.

هند: شير خوردن توله پلنگ

   

images/20070715/leopard3.jpg



جام‌جم آنلاين – سيليگوري: يك نگهبان به يك توله پلنگ هندي كه مادرش رهايش كرده در مركز حفاظت وحش سوكنا در حومه شهر سيليگوري در شمال شرق هند شير مي‌دهد.

دور خیز برای پرواز

 

 

images/20070715/flamingo3.jpg

 

  • جام‌جم آنلاين – مالاگا: يك فلامينگو در ساحل درياچه فوئنته دو پيه‌درا در 70 كيلومتري شهر مالاگا در اسپانيا براي پرواز كردن دورخيز كرده و دوان دوان آماده پرواز مي‌شود.

  •  

    گونو و محيط زيست

    گونو و محيط زيست

     


        بلاياي طبيعي علاوه براينكه خسارات فراواني به انسان ها وارد مي كند محيط زيست را نيز تحت تأثير قرار مي دهد.
        عبور توفان گونو باوجود اينكه تلفات جاني چنداني نداشت اما خسارات فراواني بر محيط زيست جنوب استان سيستان و بلوچستان و شرق استان هرمزگان وارد آورد .
        البته بسياري ، تأثيرات بلاياي طبيعي بر محيط زيست را جزو اكوسيستم مي دانند اما ضربات آن بر محيط زيست مي تواند موضوع قابل تأملي باشد.
        «گونو» دشمن محيط زيست
        توفان گونو با عبور از درياي عمان به كشور عمان و مناطق جنوبي استان سيستان و بلوچستان خسارات فراواني را وارد آورد. البته عبور توفان گونو موجب شدكه سيلاب فراواني ايجاد شود و به غير از محيط زيست طبيعي، محيط زيست انساني نيز مورد تأثير اين توفان قرار گيرد. با توجه به خسارات فراواني كه به خانه هاي روستايي در منطقه جنوبي استان سيستان و بلوچستان وارد آمد بسياري با ترك اين مناطق به شهرهاي اطراف كوچ كردند و ديگر قصد بازگشت ندارند چرا كه به غير از خانه و كاشانه زمين هاي كشاورزي آن ها نيز تحت تأثير قرار گرفته است. از بخش دشتياري در جنوب شرق استان سيستان و بلوچستان تا جنوب غرب اين استان پهناور كشت موز و انبه رونق خاصي داشت اما با توجه به عبور توفان بسياري از آنها از بين رفت. براي احياي دوباره «موز» در اين مناطق حداقل، يك سال زمان احتياج است. به هر حال كوچ مردم مناطق سيلزده و آسيب فراوان به بخش كشاورزي متأثر از توفان گونو و ايجاد سيلاب بوده است كه در بحث محيط زيست انساني يك اثر منفي تلقي مي گردد.
        كميته هاي استاني محيط زيست
        پس از ايجاد توفان و سيلاب در استان هاي هرمزگان و سيستان و بلوچستان سازمان حفاظت محيط زيست قصد داشت با فرستادن كميته اي به بررسي ميزان خسارات وارده به محيط زيست انساني، محيطي و دريايي دست يابد كه بنا به دلايلي اين كار متوقف و اين وظيفه به كميته هاي استاني محول شد. بنا به گزارش هاي رسيده، ميزان خسارات زيست محيطي در شرق استان هرمزگان و جنوب استان سيستان و بلوچستان به حدي است كه اعلام دقيق ميزان خسارات به بعد از بررسي هاي دقيق، موكول شده است.
        گزارش «راپني»
        همچنين «راپني» مركز بين المللي محيط زيست خليج فارس و درياي عمان پس از عبور توفان نيز يك گزارش قطور تقديم سازمان حفاظت محيط زيست كرد. در اين گزارش چگونگي ايجاد توفان و ميزان تأثير آن بر محيط زيست دريايي آورده شده است. در اين گزارش ۳۰۰ صفحه اي آمده است. «عبور توفان حاره اي گونو به محيط زيست دريايي و سواحل كشور عمان و جنوب شرق ايران خسارات بسياري را وارد آورده كه توجه مسئولان بين المللي را مي طلبد.»
        توفان چگونه آسيب وارد كرد
        مهندس اميد صديقي معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست درباره چگونگي آسيب ديدن محيط زيست از طريق توفان هايي مانند «گونو» به «ايران» مي گويد: «در برخي از مناطق گزارش هايي رسيد كه ارتفاع امواج درياي عمان به ۶متر هم رسيده به طوري كه به صخره هاي مرجاني خسارات فراواني وارد آمده است. همچنين به موجب اين توفان كدورت آب به بالاترين سطح ممكن رسيده و جانداران دريايي كه متأثر از اين توفان هستند از بين مي روند. در مناطقي مانند خليج چابهار شاه ميگوها در سواحل صخره اي وجود دارند كه به علت وقوع توفان آسيب فراواني ديدند.
        همچنين پس از عبور توفان و شرايط خاص منطقه، شناورهايي كه اقدام به صيد ماهي مي كردند نتوانستند تا چند روز به دريا بروند و تعداد ماهي ها افزايش پيدا كرد كه در اكوسيستم دريايي تأثير مي گذارد.» بر اثر سيل، بسياري از دام و احشام منطقه به سمت دريا رفتند و در سواحل جنوب شهرستان كنارك، مشاهده شد كه لاشه دام ها شرايط بدي را در سواحل به وجود آورده است. رفع آلودگي آب، خاك و برقراري شرايط زيست محيطي مناسب در مناطق سيلزده، زمان نسبتاً طولاني را طلب مي كند .

        .نويسنده: محسن جندقي

    روزنامه ایران ۱۲/۰۴/۱۳۸۶

    افزايش نواحي مرده در جهان / نقاط سرد تنوع زيستي

    افزايش نواحي مرده در جهان / نقاط سرد تنوع زيستي



        آخرين گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد گوياي آن است که دانشمندان حدود 200 «ناحيه مرده» را در اقيانوس ها و درياهاي جهان شناسايي کرده اند. آلودگي موجود در اين نواحي، ماهي ها و ديگر موجودات دريايي و نيز مردم وابسته به آنها را مورد تهديد قرار داده است. اين گزارش گوياي آن است که طي دو سال گذشته تعداد اين نواحي حدود 34 درصد افزايش يافته است.
        
        ازدياد رشد جلبک هاي تغذيه کننده از اين آلودگي ها، باعث مي شود که اکسيژن کمتري در دسترس ديگر موجودات زنده دريايي قرار گيرد. بايد توجه داشت که علت به وجود آمدن اکثر نواحي مرده در سطح جهان، همين جلبک ها هستند و مساحت اين نواحي بالغ بر ده ها هزار مايل مربع مي شود. دانشمندان اساساً روان آب هاي کشاورزي و نيز روان آب هاي حاصل از ورود انواع کودها، فاضلاب هاي شهري و احتراق سوخت هاي فسيلي را به عنوان علت اصلي اين مشکل معرفي مي کنند.
        
        وجود مقادير اضافي از مواد مغذي به خصوص فسفر و نيتروژن باعث رشد وحشتناک موجودات ريز به نام فيتوپلانکتون ها مي شود. پس از مرگ اين موجودات، مواد باقيمانده از آنها در کف رودخانه ها، درياها و اقيانوس ها جمع شده و به عنوان منبع غذايي براي يکسري از باکتري ها درمي آيد که همين امر باعث کاهش ميزان اکسيژن در آب مي شود.
        
        مسوولان سازمان ملل اشاره مي کنند که «کاهش ميزان اکسيژن در آب زندگي و حيات را براي ماهيان، صدف هاي خوراکي و ديگر موجودات دريايي با مشکل مواجه مي کند.» آنها مي افزايند:«وجود اين مناطق باعث مي شود که ذخاير ماهيان و نيز زندگي افرادي که از طريق ماهي و ماهيگيري امورات خود را مي گذرانند، با تهديدي جدي مواجه شود.»
        
        طبق جديدترين اطلاعات حاصل از تحقيقات سازمان ملل که نتايج آن در نشست پکن ارائه شده است تا سال 2030 نسبت به اواسط دهه 1990، حدود 14 درصد نيتروژن بيشتر از طريق رودخانه ها وارد درياها و اقيانوس ها خواهد شد )علاقه مندان مي توانند به مقاله «نگاهي به مخاطرات ترکيبات نيتروژن براي هوا و آب» در روزنامه اعتماد مورخ 19/9/85 رجوع کنند(.
        
        «رابرت دياز» که يک دانشمند علوم دريايي در کالج ويليام ومري در ايالت ويرجينيا است در اين زمينه تحقيقاتي انجام داده و معتقد است که نواحي مرده جديدي نيز در درياي آرچي پلاگو در فنلاند، آب بند فوسو در غنا، رودخانه هاي پيرل و چانگ جيانگ در چين و رودخانه مرسي در انگلستان شناسايي شده اند.
        
        البته نواحي جديد ديگري نيز در خليج الفسيس و درياي آئجين در يونان، خليج پاراکاس در پرو، رودخانه موندگو در پرتغال و خليج مونته ويدئو در اروگوئه و نيز نواحي غربي اقيانوس هند شناسايي شده اند.
        
        متخصصان علوم دريايي در سازمان ملل اذعان مي دارند که طي دهه هاي بعد از دهه 1970 تعداد و اندازه مناطقي که با کمبود اکسيژن مواجهند، افزايش زيادي يافته است. قابل ذکر است که همه مناطق مرده در تمامي سال وجود ندارند بدين معني که بعضي از آنها به صورت فصلي ايجاد شده و بعداً از بين مي روند که اين موضوع متاثر از بادهايي است که آب هاي حاوي مواد مغذي را به اين مناطق سوق مي دهند.
        
        «نانسي راباليز» مدير اجرايي يک کنسرسيوم دريايي در دانشگاه لوئيزيانا است که البته جزء تيم تحقيقاتي سازمان ملل نبوده است. وي معتقد است:«به نظر مي رسد طي دو سال گذشته يک جهش بزرگ در تعداد اين مناطق رخ داده است.» او در ادامه مي گويد: «مهمترين عامل اين موضوع نيز افزايش شديد ورود آلودگي از کشورهاي در حال توسعه بزرگ است.»
        
        خانم «راباليز» ناحيه مرده بزرگي در خليج مکزيک را مورد مطالعه قرار داده است که اندازه آن در حدود کل ايالت نيوجرسي بوده است. او مي گويد: «آن دسته از موجودات دريايي که بتوانند سريع شنا کنند مي توانند از مهلکه اين مناطق خارج شوند.»
        
        او مي افزايد: «آنهايي که در پشت سر باقي مي مانند معمولاً قادر به ادامه حيات خود نخواهند بود. اگر به ابعاد اين مناطق فکر کنيد مي توان فهميد که چه سکونتگاه هايي از ماهيان و سخت پوستان از بين خواهد رفت.»
        
        ديگر نتايج ذکر شده در تحقيق سازمان ملل نشان دهنده آن است که براي احياي تپه هاي مرجاني نابود شده، شديداً ابراز اميدواري شده چون اين تپه ها به عنوان شيرخوارگاهي براي موجودات زنده اقيانوس ها است. اين تحقيق نشان مي دهد تپه هايي که در اواخر دهه 1990 از افزايش دماي درياها آسيب ديدند، از آلودگي آب ها نيز متاثر خواهند شد.
        
        در اين گزارش ذکر شده است که احياي تپه هاي مرجاني در مناطق حفاظت شده دريايي و آن دسته از آب هاي ساحلي که ميزان آلودگي يا اغتشاشات ساخته دست بشر)مثل لايروبي کردن( کم است، به مقدار قابل توجهي سريع تر انجام مي شود.

    نويسنده: جان هيلپرين

    مترجم: عبدالله مصطفائي


    روزنامه اعتماد  ۱۳/۰۴/۱۳۸۶

    آغاز کنسرت زمین زنده در سیدنی

    آغاز کنسرت زمین زنده در سیدنی


    جام جم آنلاين: اولین کنسرت از رشته کنسرت های موسوم به «زمین زنده» (Live Earth) روز شنبه 7 ژوييه در شهر سیدنی در استرالیا آغاز شد.

    به گزارش شبكه BBC ، این کنسرت ها تحت عنوان «زمین زنده» (Live Earth) قرار است در نقاط مختلف کره زمین براي جلب افكار عمومي جهان در مورد پديده گرمايش زمين و عوافب منفي آن براي زمين و ساكنان آن برگزار شوند و بیش از 150 هنرمند طی 24 ساعت در اين كنسرت ها هنرنمايي مي كنند.
    کنسرت سیدنی در استاديوم اوسي با برنامه ای ویدئویی از ال گور، معاون پیشین رئیس جمهور آمريکا با حضور 40 هزار تماشگر و هنر نمايي گروه بومي (Blue King Brown) آغاز شد.

    دو ساعت بعد از آن نیز کنسرت توکیو آغاز شد. این کنسرت ها سپس در شهرهای شانگهای، ژوهانسبورگ، هامبورگ، لندن، نیویورک، واشنگتن و ریو دو ژانیرو برگزار می شوند.
    در هفتمین روز از هفتمین ماه از هفتمین سال هزاره جدید (7 ژوئیه سال 2007) به نشانه مشاركت هر 7 قاره کره زمین در این برنامه ها، در قطب جنوب نیز برنامه هایی برگزار می شوند.

    برگزارکنندگان می خواهند با کمک خوانندگان و هنرمندان به مردم بگویند که خطرات تغییرات جوی برای ساکنان کره زمین موضوعی جدی و همگانی است.
    تلاش های ال گور در دادن آگاهی عمومی در زمینه وضعیت محیط زیست، به برپایی این رشته کنسرت ها منجر شد. فیلم مستند ال گور درباره تاثیرات نامطلوب جوی بر کره زمین جایزه اسکار هالیوود را برد.

    در کنسرت لندن، که در استادیوم سرپوشیده ويمبلی برگزار مي شود، چهره و گروه هاي هنری بین المللی از جمله متالیکا، جنيسیس، رد هات چیلی پپرز و دوران دوران شرکت دارند.

    كاشت يك ميليون درخت

    كاشت يك ميليون درخت


     

     

    images/20070705/trees.jpg

     

    جام جم آنلاين: براي كاهش آلودگي هوا ،‌ خنك شدن هوا و كمك به بهبود پايداري و ماندگاري شهر نيويورك در طولاني مدت تا سال 2017 يك ميليون درخت جديد در اين شهر كاشته مي‌شود.
    به گزارش آسوشيتدپرس، كاشت درخت يكي از 127 پيشنهاد مايكل بلومبرگ شهردار نيويورك براي محافظت از محيط زيست اين شهر است.
    شهرداري نيويورك بيش از يك سال براي تهيه اين طرح‌ها كار كرد كه از جمله آنها دريافت پول بيشتر از رانندگاني است كه مي‌خواهند در بعضي از قسمت‌هاي منهتن رانندگي كنند.
    بلومبرگ كه دومين دوره شهرداري او در پايان سال 2009 خاتمه مي‌يابد ، در نظر دارد انتشار كربن را در اين شهر طي دو دهه آينده تا 30 درصد كاهش دهد.
    وي گفته است جمعيت اين شهر ممكن است در طول دو دهه آينده يك ميليون نفر – از 8.2 ميليون نفر كنوني – افزايش يابد.
    اجراي برنامه درختكاري از ژوييه جاري شروع مي‌شود و در طول 10 سال آينده هر سال 23 هزار درخت تازه در خيابان‌هاي شهر كاشته خواهد شد.
    بقيه درختان در پارك‌ها و زمين‌هاي عمومي كاشته خواهد شد و بخش خصوصي نيز تشويق خواهد شد در املاك خود درخت بكارد.
    با توجه به ميزان آفتاب و سايه در محل‌ها نوع درختان كاشته شده متفاوت خواهد بود.
    نيويورك در حال حاضر 5.2 ميليون درخت دارد.

    درخت ها نمی میرند

    درخت ها نمی ميرند

     

                      آنها به جنگل حيات می بخشند

     

                                                      و جنگل به آدمی ......................

     

     

     

                                   TinyPic image             

     

    امروزه با مطرح شدن مسايلي نظير حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست و مشکلات بشر در ارتباط با محيط طبيعي و کاهش منابع طبيعي قابل دسترس، جنگل شناسان يک تغييرکلي در نگرش به جنگل ها پيداکرده اند که تحت عنوان جنگل شناسي همگام با طبيعت تجلي مي يابد. دراين شيوه جنگل شناسي نگاه به طبيعت با نگاه تک بعدي جنگل شناسي کلاسيک متفاوت است. درجنگل شناسي همگام با طبيعت به مواردي نظير حفظ تنوع زيستي وحفاظت از جنگل ها به عنوان ذخاير ژنتيکي و نيز گونه هاي در خطر انقراض و در موارد مشابه توجه فراواني مي شود. در اين شيوه توجه بيشتري به گياهان علفي کف جنگل و گونه هاي شاخص مي شود. يکي از مواردي که امروزه در جنگل ها مطرح مي شود، نحوه ي استقرار قارچ هاي وحشي در جنگل و نيز پوشش خزه اي موجود بر روي درختان و خشکه دارها مي باشد.  درختان درجنگل‌هاي طبيعي بعد از رسيدن به كهولت و پايان زندگي گياهي شروع به پوسيدن مي‌كنند. در واقع هر روز تعدادي درخت خشك مي‌شود. فشارهاي محيطي، آفات و حشرات، دخالت‌هاي انسان، بيماري‌ها و در نهايت پايان عمر فيزيولوژيكي دلايل عمده‌ي آن مي تواند ‌باشد، اما با پايان عمر، فيزيولوژيكي درخت، وظايف اكولوژيكي درخت در اكوسيستم ادامه مي‌يابد. خشكه‌دارهاي سرپا، زيستگاهي را براي حيات وحش در جنگل فراهم مي‌كنند. درختان افتاده نيز ضمن تأثير در زادآوري يك آشيان اكولوژيك جديد را براي بسياري گياهان و جانداران فراهم مي‌كنند و نقش اصلي را در چرخه‌ي مواد غذايي بازي مي‌كنند خشكه‌دارها در جنگل نه تنها مضر نيستند، بلكه حضور آنها باعث افزايش حضور حيات وحش و پرندگان در آن محيط شده که  براي سلامت و حاصلخيزي جنگل اهميت زيادي دارد

     

    جهت شرکت و اطلاع

                                                                                     دانشگاه تهران

    دانشکده منابع طبيعي

     

    پايان نامه کارشناسي ارشد

     

     

    بررسي کمي و کيفي خشکه دارهاي موجود در يک جنگل مديريت شده

     مطالعه موردي  در بخش پاتم و نم خانه جنگل خيرودکنار نوشهر

     

     

    استاد راهنما :

     

    دکتر محمد رضا مروي مهاجر

     

    اساتيد مشاور :

     

    دکتر محمود زبيري              دکتر وحيد اعتماد

     

    نگارش :

     

    کيومرث سفيدي

     

    دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶

    ۱۰ صبح تالار شهید مطری دانشکده منابع طبیعی